قهرمان ميرزا عين السلطنه

7133

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اخوان و مردهء او هم نبودند ، به خانه‌اش مىرفتند يا خانهء آنها مىرفت چرس بايد بكشند . حتى به من هم كه هيچ داخل سلسله نبودم چندين مرتبه به اصرار داد كشيدم . ليكن حال مرا تغيير نداد . فقط و فقط كسى را كه از خوديها ياد دارم دور آن را خط كشيده بود عميد الدولهء حاليه است . من نديدم آقا به او اصرار كند يا هيچ‌گاه بكشد . فروغ الدوله ( ملكهء ايران ) با همهء صفات نيكو و اخلاق پسنديده زن بدى داشت ( فروغ الدوله بعد ملكهء ايران دختر ناصر الدين شاه ) . . . و در عهد مظفر الدين شاه فرارا به فرنگستان رفت . شاه از طهران به متعاقب او آدم فرستاد به گردش نرسيدند . مراجعت بد اندر بدتر شد . تا چند سال قبل كه مبتلاى امراض بدى شد از قبيل خوره ، جذام و غيره . همه‌جايش زخم و كثيف و به همان امراض مرد . در حقيقت ساير دخترهاى ناصر الدين شاه به خواهر بزرگ خود تأسى كردند و اسباب بدنامى همه شدند « 1 » .

--> ( 1 ) - يادداشت غلامحسين ميرزا فرزند عميد الدوله كه بعد از خواندن اين قسمت از خاطرات ، به آن الحاق كرده است . « در اين روزهاى تابستانى بعد از ظهرها قبل از چرت معمولى يادداشتهاى حضرت و الا شاهزاده عين السلطنه را مطالعه مىنمايم ، الحق و الانصاف با اين سلاست و بلاغت كمتر كسى مىتواند از عهده برآيد . راست است كه ارباب من ( چون شاهزاده معظم سمت آقائى دارند ما بچه‌ها حضرت ايشان را به عنوان ارباب خوانده و معظم له هم من باب التفات ماها را نوكر خطاب مىفرمايند ) قدرى كودن هستند ، اين هم تقصيرى برايشان نيست . نعمتى است كه از طرف خداوند عطا شده و بايد شكر نمايند . امروز كه مورخه 29 / 3 / 12 است . . . ( نقطه‌چين در اصل است ) باللّه كه ايام ماه‌هاى عربى را فراموش نمودم بايد به تقويم جيبى مراجعه كنم . اجبارا مراجعه شد كه تاريخ غلط ثبت نشود ششم ربيع الاول 1353 به صفحهء 185 از تاريخ رسيده . فقط اشتباهى كه به نظرم رسيده است در روى اين صفحه نوشته و الصاق مىكنم . شرح‌حال ملكهء ايران طومان آغا ملقب به فروغ الدوله كه بعد ملكهء ايران شد : زنى است بلندبالا ، چاق ، صورتى خوشگل دارد ، لب و دهانى قدامى داشت ، ابروها غيرپيوسته ، دماغى فوق العاده ظريف و قشنگ ، چشمانى داشت اما چپ . ولى به خود عادت داده كه چشمها را راست نگاه دارد و اين عيب را به اين حيله از خود بپوشاند . فى الواقع در پوشيدن اين عيب چپى قدرتى به خرج مىداد . گردن و . . . و آرنجها خيلى ظريف ، انگشتان كشيده ، دست نه درشت و نه ريزه متوسط . روىهم‌رفته از خوشگلهاى عصر خود محسوب مىشده است . پس از مراجعت از حكومت كرمانشاهان كه خانهء آقاى ظهير الدوله به توپ بسته شد عليا حضرت معظم لها نقرسى بودند . نقرس به سر و چشمهاى ايشان دور زد معالجه نشد . در اواخر عمر مبتلا به مرض استسقا شدند و دو دفعه اطباء معروف ميل زدند فايده نكرد . بالاخره در عمارت بيرون دروازه دولت فوت نمودند . ولى در اواخر عمر بسيار از دست امراض مختلفه از قبيل آلبومين و قند و نقرس سختى كشيدند تا فوت نمودند . هيچوقت مبتلا به امراض جذام و خوره نشدند . اين چند سطر براى آن‌كه تاريخ غلط نشود نوشته شد . اما در جوانى كاملا عياش و معروف به معشوقه‌بازى بودند . اصولا هم مخالف با -